چند سالی از اولين باری که اينجا می نوشتم و دو سالی از آخرين بار ميگذره...اون موقع درسای مدرسه و سال قبل هم که کنکور  و امسال هم که دانشگاه و رشت نزاشت که ادامه بدم!!

مهم نيست ..... !!

 

قرار بود فقط بي قرار من باشي <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

وروزهاي مبادا كنار من باشي

قرار بود كه مهتاب من شوي نه فقط،

شبي ستاره ي دنباله دار من باشي

كه هر ستاره ي دنباله دار رفتني است

خيال مي كردم ماندگار من باشي

سر قرار نبودي خمار برگشتم

قرار بود كه چشم انتظار من باشي

تو دست هاي خودت را به دست هاي كسي...

بدون اينكه كمي شرمسار من باشي

چرا مرا به امان خدا رها كردي؟

به جاي اينكه خداوندگار من باشي.

 

اگه قرار باشه دوباره بنويسم خبرتون می کنم !! 

 

 

/ 7 نظر / 4 بازدید
mehdi

بعد از دو سال خوش اومدی . و سعی کن هميشه بنويسی - آدمو سبک ميکنه نوشتن - با شعر خوبی هم شروع کردی - موفق باشی

maryam

سلام حاج خانوم ديگه روشن نديدمت توی مسنجر... با اينکه فقط ازت ميدونم که اسمت مهرساست، اما با هم دوستيم! من اينجوری حس ميکنم.. شاد باشی

ريلا

اومده بودم اين ورااااااااا دلم تنگ شده بودددددد نمی دونسسسسسستمممم خواهری گلم اين سالام نوشته !! وای خيلی خوشحال شدمممم!!!!!!

رضا اذريان

سلام خوبی خيلی وقته ازت بی خبرم دلم برات تنگ شده . ريلا خانم حالش چطوره ازش خبر داری ؟